ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

390

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 1626 - 1610 ) فرموده است : والأشباه المؤتلفه والاضداد المتعاديه . . . تا والمسائة والسّرور امّا اعضاى بهم پيوسته ، مانند استخوان ودندانها ومشابه آنهاست أجسام متشابه هستند كه بعضي با بعضي پيوسته شده وبدين وسيله صورت كلّى بدن قوام مىيابد وتركيب اندامها كامل مىشود . اضداد متعاديه مانند كيفيّات چهارگانه‌اى كه امام ( ع ) از آنها به حرارت وبرودت ورطوبت ويبوست ياد مىكند . امام ( ع ) به جاى يبوست لازم آن جمود را كه در لغت به معناى يبس نيز به كار رفته آورده است . أخلاط متباينة : منظور أخلاط چهارگانه : خون ، صفرا ، بلغم ورسود است كه قبلًا توضيح داده شد . مسائه وسرور : اين دو از كيفيّات نفساني هستند ومعناى آنها روشن است . أسباب خوشحالى وبدحالى : سبب شادمانى ، يا جسماني است يا فاعلى در صورتي كه سبب جسماني باشد ، كه به هر حال مترتّب بر روح نفساني است ، به سه صورت ممكن است : يا فزونى كمّى دارد يا در لطافت وغلظت معتدل است ويا جنبهء كاستى وكمتر از اعتدال را داراست . هر مقدار جنبهء كمّى نفس فزون باشد تأثير كيفى آن در شادمانى بيشتر است . وامّا سبب فاعلى براي شادمانى : أساس آن يا تخيّل كمال است مانند تخيّل علم ، قدرت ، احساس محسوسات شادى آفرين ، يا توانايى يافتن بر تحصيل مقصود ومراد مىباشد ، مانند غلبه وپيروزى بر خصم ، رهايى از مشكلات ويادآورى أمور شادىبخش . اسبابى كه موجب غم وغصّه مىشوند أمور مقابل أسباب شادى بخشند ، كه يا اسبابى هستند كه زمينهء جسماني دارند يا فاعلى . اسبابى كه زمينهء جسماني دارند يا مانند صفت روحي كه در افراد داراى نقاهت وخسته از بيمارى وپيران وجود دارد ويا از غلظت مزاج است همچنان كه در افراد سودايى وجود دارد . ويا از رقّت مزاج وروحيه ، همچنان كه در زنان مشاهده مىشود . امّا أسباب فاعلى